هر چیزی حدی داره
این مطلب جوابیه(بخونید تو دهنی)به وبلاگه www.rozegaran.blogfa.com و بخصوص مطلب آخرشونه.
اگر در جریان مطلب نیستید من همه چیز رو براتون توضیح میدم.
ماجرا از اونجا شروع میشه که بعد از تعطیلات ژانویه ما از ایران بر میگردیم.حرف های زیادی از بچه ها میشنویم.هر کسی یه چیزی رو تعریف می کرد یکی از غذای بد پانسیون می نالید.اون یکی از سرما و... اما بیشترین حرفی رو که شنیدم عوض شدن و تغییر رفتار احسان(وبلاگ روزگاران) بود.
با شنیدن این حرف ها از بچه ها شک و شبحه هایی در ذهنم ایجاد شد .ولی هرگز به خودم اجازه باور کردن این مطالب رو ندادم.تا زمانی که از نزدیک با احسان روبه رو شدم و اون زمان بود که متوجه عمق فاجعه شدم.
احسان به شدت فرق کرده بود.رفتار های عجیب و غریب وحرف های عجیب تر.
تا اینجای مطلب به من و بقیه دوستان و همکلاسی ها ربطی نداره ولی اصل ماجرا اینجاست که ما دوستان و هم کلاسی های احسان از حرکات ایشان در کلاس به شدت مورد ضربه قرار گرفته ایم.
اصلان فکرش رو هم نکنید که به خاطره درس یا زرنگی ایشونه چون اگه احسان از بقیه ضعیف تر نباشه به هیچ عنوان قوی تر از کسی نیست.مشکله ما با بعضی از حرکاتیه که ما بلد نیستیم به قول بچه ها این کار هایی که احسان به صراحت در وبلاگش نوشته پاچه خاریه نه روابط عمومی.
خود شیرینی . پاچه خاری. و.......حرکاتیه که دیگه از شخصیت و سن احسان گذشته.
درسته ایشان در ترم گذشته درس هایی مثل انگلیسی و روسی رو با همین شیوه نمره گرفته ولی آیا میتونید در امتحان آخر ترم انگلیسی که سوالات آن از دانشگاه آمریکایی ها گرفته میشه نمره بگیرید؟؟؟
صادقانه از شما تقاضا میشه رفتار و اعمال خودتون رو ۱۰۰٪ تغییر بدید.خراب کردن اعصاب همکلاسی ها فروختن انها و........عواقب خوشی را براتون بدنبال نداره.
جوابیه به نکات گفته شده احسان ارجمند که رسمن در وبلاگشون نوشته شده بود.
خط اول نوشته های ایشان و خط دوم جوابیه همکلاسی های ایشان و وبلاگه www.sccoot.blogfa.com
است.
۱) دادن شال استاد که یهو روی زمین میوفته به استاد در کمتر از ۱ثانیه! اونم از ته کلاس!
ج۱)این حرکت رو بچه های دبستانی هم انجام نمیدن از روزنامه نگار و اصلاح طلبی مثل شما بعیده
۲) کادو یی دادن به استاد بم مناسبته ازدواجش! انصافا این حرکتم در تاریخ دانشگاه پلی تکنیک ایروان بی سابقه بود!
۲ج)می توانستید با واژه مبارک باشد به استادتون تبریک بگیید.از این حرکات بی سابقه از شما در طول مدت بعد از ژانویه زیاد دیدیم
۳) یادآوری امتحانات و تکلیف ها در شرایطی که استاد فراموش کرده!
۳ج)صبر بچه ها تا حدیه لطفا نزارید سر ریز بشه بعدش هم از قدیم هر کلاسی یه پاچه خار داشته
.
۴) پاک کردن تخته!
۵) ابراز ارادت بی شائبه به اساتید!
ج۴ و ۵)با رفتار عادی و انجام ندادن حرکات غیر عادی در سر کلاس هم می توان در دل استاد جا گرفت مطمئن باشید استاد ها هم بعد مدتی پی به واقعیت خواهند برد
.
۶)مقاومت در برابر هرگونه پیچش کلاس ها از سوی بچه ها!
و...
ج۶)هر دانشجویی در سر کلاس خوب و بدش را تشخیص میده پس لطفا
.....
و همچنین در ادامه مطالب نوشته بودید که Head Of Second Group (ارشد گروه دوم)شدید.در همینجا این مطلب رو بشدت رد می کنم و در روزی که خوده من سر کلاس بودم استاد انگلیسی گفتند شما از این به بعد مسئول آوردن گچ و لیست کلاس هستید .اون هم به این خاطر که مطمئنا کسی این عمل رو قبول نمی کرد.همچنین دادن کتاب به شما کاملا تصادفی بود همانطوری که همه می دانند چون در روز اول همه غائب بودند و فقط شما و سیلویا حاظر بودید و کتاب رو گرفتید پس تصادفی به شما داده شد.
چند نکته کاملا محم:
۱-شما بزرگ و ریش سفید کلاس هستید و از شما توقعات دیگه ای میره.
۲-در طول این مدت خدماتی هم به ما داده اید که نگفتن آن نامردی بزرگی است.
۳.اگر این مطلب امروز به چاپ رسید چون واقعا صبر ما در حال لبریز شدن بود و اگر
ـ کسی به شما این مطالب رو نمی گفت شما متوجه اشتباهات نمی شدید.
۴-از شما صادقانه می خواهیم با تغییر رفتارتان دو چیز را ثابت کنید.الف:هنوز همان
ـ پسر مهربانی هستید که هیچ وقت چنین حرکاتی نمی کرد.ب:طرف دار واقعی .
ـ اصلاحات هستید.
+ نوشته شده توسط علی(sccoot) در یکشنبه 7 اسفند1384 و ساعت
19 |